ورود داروهای سقط جنين به بازار مصرف داخلی، اتفاق تازه ای نبود. اين داروها بعضا توسط دست اندرکاران سقط جنين هم مصرف می شد به خصوص به صورت آمپول که به آمپول فشار معروف بود و گفته می شد که به دليل تأثير ناگهانی که بر سيستم داخلی بدن دارد، می تواند حتی به ايست قلبی بيمار منجر شود. اما حجم داروهای وارداتی در حدی بود که جز تعداد افراد شبکه، فرد ديگری به آنها دسترسی نداشت. اما با هجوم محموله متنوع داروهای سقط جنين از مرز پاکستان و ورود به داخل ايران، از سال های پايانی دهه ۷۰، اعضای اين شبکه، مسئولان و مأموران هم يکباره غافلگير شدند. قيمت ارزان اين داروها، حجم وسيع واردات و به خصوص توزيع در بازار سياه ناصرخسرو، گستره فعاليت عاملان سقط جنين را محدودتر کرد. اين داروها که اتفاقا توسط خود بيمار هم می توانست مصرف و استعمال شود قيمتی لااقل يک دهم دستمزد سقط جنايی داشت. عوارض و خطرات آن اندکی کمتر بود و سريعتر هم عمل می کرد. فراوان تر هم بود و جست وجوی زيادی لازم نداشت. بنابراين از آغاز دهه ۸۰، می توان حدس زد که درآمد شبکه کورتاژ لااقل به نصف کاهش پيدا کرده باشد. آمپول پروژسترون
بازار سياه دارو در خيابان ناصرخسرو امروز، آنی نيست که ۱۰، ۱۵ سال پيش بود. دهه ای پيش از اين، زمانی که ايران با بحران دارو مواجه بود، تقريبا داروی هر بيماری- چه تاريخ مصرف گذشته و چه به تاريخ روز- در بازار ناصرخسرو موجود بود. شبکه دارويی ناصرخسرو ۱۰ سالی پيش از اين چنان گسترده و وسيع بود که حتی توافق وزير بهداشت و نيروی انتظامی برای جمع آوری اين بازار راه به جايی نبرد. اما از نيمه دهه ۷۰ که مشکلات نقدينگی ارزی و گشايش اعتبار برای خريد دارو رو به حل شدن گذاشت و داروی وارداتی، قطره چکانی به شبکه مصرف داخل تزريق شد و به خصوص با راه اندازی مراکز تک نسخه ای دارويی، بازار ناصرخسرو هم رونق خود را از دست داد. قفسه های انبار ناصرخسرو امروز، داروهای سقط جنين، ترک اعتياد، نيروزا، رفع ناتوانی جنسی و در موارد بسيار معدود داروهای خاص چون داروی بيماران قلبی، کليوی، هموفيلی را در خود جای داده است.
آنها هم می دانند
وقتی به ناصرخسرو می روی، هزاران چشم پيدا و پنهان تو را می برند برای تجزيه. چشم هايی که تو نمی بينی. کفاش است و کفش واکس می زند اما ترديد قدم های تو را هم در ذهنش نگاه می دارد. پادوی ساندويچ فروشی است و مغازه را جارو می زند، اما غبار افکار پنهان تو را هم می گيرد. در نگاه اين هزاران چشم تو همه جور آدمی هستی. مأمور، واسطه، مشتری، فروشنده، خبرچين، پيک و … اطمينان سخت جلب می شود اما اگر جلب شد، دايره ات پرمی شود از اطلاعات. شايد هم اطلاعات چندان دست اولی نباشد. شايد تو ذوق کنی از اين همه دانسته و بروی اداره دارو و بگويی که من اين ها را می دانم. آنها هم پوزخندی می زنند و می گويند ما هم می دانيم. آمپول
اطلاعاتی که آنها هم می دانند …
- دارو به صورت آمپول و قرص شياف از مرز پاکستان وارد می شود. به نام های پروستادين و پروستوگلندين. ساخت يک شرکت آمريکايی در هندوستان است. دارو از پاکستان به مرز زاهدان می رسد. آمپول ها ارزانترند. آمپول را در هند يا پاکستان جفتی ۵ هزار تومان می خرند. تا به تهران و به دست فروشنده برسد قيمتش می شود حدود ۸ هزار تومان. اين قيمت عمده فروشی است. اما برای مشتری از ۲۰ تا ۷۰ هزار تومان تمام می شود. بسته به شناخت مشتری. اگر آشنا باشد و آمپول را بشناسد و اسمش را درست بگويد فروشنده می فهمد که نمی تواند سرش را کلاه بگذارد. اين طوری می شود تا ۱۵ هزار تومان هم چانه زد.
- آمپول ها بايد جفتی مصرف شود. می گويند بهترين راه تزريق از راه سرم است. روی آمپول ها هم نوشته که بايد در وريد يا عضله تزريق شود. کافی است يک تزريقاتی آشنا داشته باشند. مقدار هر آمپول يک ميل است. آمپول ها همه وکيوم است و تاريخ مصرفش هم تا ۲۰۰۴ است.- قرص ها هم هستند. آنها گرانترند. هر دانه ۳۰ هزار تومان. اما تأثيرش بهتر است. چون انقباض بيشتری ايجاد می کند. اما آمپول ارزانتر است و مشتری ها بيشتر سراغ آمپول می روند. تأثير آمپول هم بسته به فيزيک بدن فرق می کند. از ۳ ساعت تا ۱۲ ساعت طول می کشد تا اثر آمپول کامل شود و جنين سقط شود.- ميانگين فروش آمپول، ماهی ۱۰۰ تا ۲۰۰ تا است. البته اين تعداد ميانگين مراجعات حضوری که می دانيم. وگرنه بسياری از خريدها به صورت تلفنی است. خريدهای تلفنی تا ۵۰۰ آمپول در ماه هم می رسد.- همه مشتری ها با يک تکه کاغذ می آيند. هيچ کس نسخه ندارد. حتی اگر به پزشک هم مراجعه کرده باشند، پزشک برايشان روی کاغذ اسم آمپول را می نويسد. نسخه جرم دارد. البته با تأييد پزشکی قانونی می توانند بروند هلال احمر و آمپول را دانه ای ۱۰۰۰ يا ۱۵۰۰ تومان بخرند.- آمپول های بلژيکی هم هستند. آنها خيلی گران است. از اول هم همين آمپول های بلژيکی بود. بعد آمپول های هندی آمد. بلژيکی ها هر دانه ای ۳۰ تا ۴۵ هزار تومان است. ولی کيفيت و تأثيرش فوق العاده است. مردم هندی را ترجيح می دهند که ارزانتر است.
- بيشتر مشتری ها تهرانی هستند. شايد هم از اطراف تهران. اما از شهرستان هم می آيند. اصفهان، مشهد، قم، رشت در اين شهرها بازار سياه دارو مثل تهران نيست. داروهای سقط جنين هم يک راست وارد بازار ناصرخسرو می شود. به صرفه تر است که از تهران بخرند. هم ارزانتر تمام می شود. همين جا هم اگر آشنا داشته باشند می توانند تزريق کنند و بروند يک مسافرخانه يک شب بمانند و فردا راهی شهرستان بشوند.- مشتری هايمان از ۱۵- ۱۴ ساله هستند تا خانم های ۳۰ و ۳۵ ساله. جوانترها بيشترند. حدود ۲۵- ۲۰ ساله. از قيافه شان می فهميم که مجردند يا شوهر دارند. مجردها بيشتر می پرسند، بيشتر می ترسند، سريع می خرند و می روند. شوهردارها ترديد می کنند، با شوهرشان می آيند، اطمينان ندارند.بعضی وقت ها خانم های محجبه هم می آيند که ناخواسته حامله شده اند. با شرمندگی و خجالت سراغ آمپول و قرص را می گيرند. سريع می خرند و می روند.- الان کم شده چون می گويند گران شده و منتظرند که قيمت اصلی را پيدا کنند. در پاکستان هم گران شده. مثل اين که کارخانه سازنده گرانتر می فروشد. ولی در روزهای خاص هم ناياب می شود مثل هفته نيروی انتظامی يا روزهای مبارزه با مواد مخدر که اينجا پر می شود از مأمور.- گذشتن از مرز سخت نيست اما تا به تهران برسد سخت است. اگر محموله را بگيرند بسته به حکم قاضی از ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان جريمه نقدی دارد.- گاهی اوقات دلال های داروخانه ها می آيند و چند بسته را يکجا می خرند. اگر طرف داروخانه ای آشنا داشته باشد می رود سراغ داروخانه. چرا بيايد اينجا؟ البته داروخانه ها داخل مغازه شان ندارند. ولی اگر مشتری داشته باشند يک دلال می فرستند اينجا و کار تمام است . آمپول
بعد از ناصرخسرو
سقط جنين همواره يکی از آن بحث های مگويی بوده که مسئولان يا در پاسخ سکوت کرده اند، چون نمی خواستند تاروپود موضوع از هم شکافته شود، يا واقعا پاسخی نداشتند. تزريق مرتب اين باور در اذهان عمومی که: «جامعه ما يک جامعه اسلامی و دينی است و ارزش های اسلامی در اين جامعه مانع از ارتکاب فساد می شود.» نظری بسيار ساده است که يا قرار است جامعه را نادان فرض کنيم يا چشم هايمان را بسته ايم و با لبخند، از پشت چشم های بسته سعی داريم پيرامون را بنگريم. آمار مراجعات به بازار ناصرخسرو برای داروهای سقط چنين بسيار بالاست و برای اين آمار روزانه افزوده می شود بدون آن که عواقب مصرف داروهای سقط جنين در جامعه هشدار داده شود. نه می توانيم مصرف کنندگان اين داروها را ناديده بگيريم يا به دليل آن که مرتکب عمل خلاف شرع شده اند از جامعه طردشان کنيم و نه می توانيم نص قانون مبنی بر غيرقانونی بودن سقط جز در مواردی که به تأييد پزشکی قانونی برسد و موجب عوارض جانی برای مادر يا نوزاد بشود را زير پا بگذاريم. يک راه می ماند و آن گسترش دامنه آموزش است. آموزش پيشگيری از بارداری برای هر قشر سنی. اين بار به جای آن که چشم هايمان و گوش هايمان را ببنديم که نبينيم و نشنويم دختران ۱۶-۱۵ ساله به دليل روابط نامشروع و بارداری ناخواسته، راهی بازار ناصرخسرو شده اند، چشم هايمان را باز کنيم و هر دختر ۱۶- ۱۵ ساله را مجاب کنيم که آموزش های پيشگيری از بارداری را فرا بگيرد. وحشت هم نداشته باشيم که با اين کار ممکن است انگ فساد را بر جامعه جوانمان زده باشيم و … آمار مراجعات بازار ناصرخسرو برای داروهای سقط جنين، به اندازه کافی هشدار دهنده است…
منبع وبلاگ هفت



